العلامة المجلسي

203

حياة القلوب ( فارسي )

بحيرا گفت : بلى . پس آن حضرت فرمود : بسم اللّه ، وتناول نمود وما صد وهفتاد نفر بوديم همه خورديم تا سير شديم وطعام به حال خود بود وبحيرا در خدمت ايستاده بود وآن حضرت را باد مىزد واز مشاهدهء آن حال تعجب مىكرد وهر ساعت خم مىشد وسر مباركش را مىبوسيد ومىگفت : اوست بحقّ پروردگار مسيح ، ومردم نمىدانستند كه أو چه مىگويد ، پس شخصي از مردم قافله گفت : اى راهب ! كار تو در اين وقت غريب است ، ما پيشتر از صومعهء تو مىگذشتيم متوجه ما نمىشدى ! بحيرا گفت : بلى ، در اين مرتبه مرا حالي غريب است ، مىبينم آنچه شما نمىبينيد ومن مىدانم امرى چند كه شما نمىدانيد ودر زير اين درخت طفلى نشسته است كه اگر بشناسيد أو را چنانكه من مىشناسم هرآينه أو را به گردنهاى خود سوار كنيد تا به شهرش برگردانيد ، واللّه كه در اين مرتبه شما را گرامى نداشتم مگر از براي أو ، وچون از برابر صومعهء من پيدا شد نوري از پيش روى أو ديدم كه از زمين تا آسمان ساطع بود ومردانى ديدم كه بادزنها از ياقوت وزبرجد در دست داشتند وآن حضرت را باد مىزدند ، وگروه ديگر أنواع ميوه‌ها بر أو نثار مىكردند ، واين ابر با أو حركت مىكرد واز أو جدا نمىشد ، وصومعهء من به استقبال أو دويد به سرعت أسب رهوار ، واين درخت پيوسته خشك وكم شاخ بود وبه اعجاز أو سبز شد وبه حركت آمد وشاخهايش فزون شد وسه ميوه در أو ظاهر گرديد ، واين حوضها از زماني كه بعد از حواريان اختلاف وفساد در ميان بني إسرائيل بهم رسيده بود آبهاى ايشان فرو رفته بود وما در كتاب حضرت شمعون خوانده‌ايم كه أو نفرين كرد بر بني إسرائيل واين آبها فرو رفت وخشك شد ، شمعون گفت : هرگاه ببينيد كه آب در اين حوضها بهم رسيده است پس بدانيد كه از بركت پيغمبرى است كه در زمين تهامه ظاهر خواهد شد وبسوى مدينه هجرت خواهد نمود ونام أو در ميان قومش امين خواهد بود ودر آسمان احمد خواهد بود وأو از نسل إسماعيل پسر إبراهيم خواهد بود ، بخدا سوگند ياد مىكنم كه اين همان است . پس بحيرا متوجه آن حضرت شد وگفت : از تو سؤال مىكنم از سه خصلت وقسم